خرید بک لینک

خاطره نه سر دارد نه ته...

بی هوا می آید تا خفه ات کند،

می رسید گاهی وسط یک فکر،

وسط خیابان،سردت می کند،داغت می کند،

رگ خوابت را بلد است،زمینت می زند...

خاطره تمام نمی شود،

تمامت می کند

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 18:36

کاش همه چیز به وقتش برات اتفاق بیفته همون موقع که ذوقشو داری... وگرنه گذر زمان همه چیز رو بی رنگ میکنه

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 18:36

روي قبرم بنويسيد؛که از شهر وفا آمده بود...هيچکس هيچ نفهميد چرا آمده بود؟؟؟ بنويسيد؛نفهميد کسی دردش را...هيچکس درک نميکرد،دل سردش را... بنويسيد؛که يک عمر خدااااااا را کم داشت...در دوچشمش اثر از گمشده ا

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 18:36

از همه دور میشوم

نقطهی کور میشوم

زنده به گور میشوم

باز مقابلم تویی.

"دلم برای خودم تنگ شده...."

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 18:36

پنجاه سال بعد

من با دستی لرزان

تو با گیسی سفید..

این روزها را حسرت خواهیم خورد

که چرا در مه ماندیم...

با ابرها بازی کردیم..

سردمان شد

ولی گرم نکردیم

رویای ما شدن را...

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 18:36

صفحه بندی