خاطره نه سر دارد نه ته...
بی هوا می آید تا خفه ات کند،
می رسید گاهی وسط یک فکر،
وسط خیابان،سردت می کند،داغت می کند،
رگ خوابت را بلد است،زمینت می زند...
خاطره تمام نمی شود،
تمامت می کند
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی
کاش همه چیز به وقتش برات اتفاق بیفته همون موقع که ذوقشو داری... وگرنه گذر زمان همه چیز رو بی رنگ میکنه
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی
از همه دور میشوم
نقطهی کور میشوم
زنده به گور میشوم
باز مقابلم تویی.
"دلم برای خودم تنگ شده...."
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی
پنجاه سال بعد
من با دستی لرزان
تو با گیسی سفید..
این روزها را حسرت خواهیم خورد
که چرا در مه ماندیم...
با ابرها بازی کردیم..
سردمان شد
ولی گرم نکردیم
رویای ما شدن را...
برچسب:
نویسنده: سام هاشمی